شرح کامل مطلب

شرح کامل مطلب را مطالعه کنید

شرح کامل مطلب

دلایل عمده  طلاق عاطفی

1397/02/10

دلایل عمده طلاق عاطفی

تعارضات و مسایل حل نشده علت عمده طلاق عاطفی
 
برخی از زوجین اگر احساس کنند که ازدواج آنها تهدیدی برای احساس امنیت،رشد و سلامتی آنهاست از یک پدیده روانشناختی به نام طلاق عاطفی استفاده می کنند.
 
عوامل زیادی  را می توان برای طلاق عاطفی برشمرد که در این بین کیفیت ازدواج( دلایل و نوع آشنایی و ازدواج و چگونگی طی کردن فرایند همسرگزینی و تشکیل زوج)،ویژگی های شخصیتی ، و مهارتهی ذهنی،هیجانی ،ارتباطی و اجتماعی مختلف زوجین را می توان نام برد. این عوامل و سایر عوامل ذکر نشده، در نهایت روی نحوه برخورد زوجین با تعارضات زناشویی و خانوادگی اثر گذاشته و از این طریق در طلاق عاطفی نقش بنیادینی ایفا می کنند.
 
 با ذکر مقدمه بالا می توان یکی  از علل عمده و بسیار تاثیرگذار  طلاق عاطفی را درگیر شدن زوجین در کشمکش ها  و تعارضات حل نشده به دلایل مختلف ذکر کرد.
 
تعارض جزء طبیعی و اجتناب ناپذیر زندگی زناشویی است ولی وقتی به دلایل مختلف، تلاش های زوجین برای گفتگو کردن و حل مناسب آنها با شکست مواجه می شود ، از حل مسایل و اختلاف نظر ها ناامید شده  و آنها را حل نشده روی هم تلمبار می کنند. وقتی زوجین گرفتار این وضعیت شوند خود را در مسیری قرار می دهند که یکی از ایستگاهها ی آن طلاق عاطفی است.
 
 تعارضات حل نشده با گذشت زمان  مزمن شده و به تدریج سطح سرمایه گذاری عاطفی-جنسی آنها را در زندگی زناشویی به شکلی کاهش می دهد که بعد از مدتی زوجین خود را در وضعیتی می بینند که بسیارسرد و از هم دور شده اند . در چنین شرایطی  زوجین از لحاظ هیجانی در دسترس هم نبوده و تمایل آنها برای با هم بودن حاکی از پذیرش عمیق و توأم با عاطفه و احساس طرف مقابل، از بین می رود و فقط مسایل دیگری نظیر فشار های اجتماعی یا سرنوشت فرزندان آنها را در کنار هم نگه می دارد.
 
 سردی هیجانی و فاصله گیری جسمانی،روانی و اجتماعی مشخصه اصلی زندگی زناشویی زوجین درگیر طلاق عاطفی است.درچنین شرایطی زوجین روی نقاط ضعف هم تمرکز می کنند و همین امر موجب سرزنش کردن می شود. زوجین درگیر طلاق عاطفی ،ترس از مورد سرزنش قرار گرفتن را به صورت مداوم تجربه می کنند. آنها برای دیدگاه ها و ادراکات یکدیگر اهمیت قائل نیستند و لذا به گفتگو در مورد مسایل مختلف نمی پردازند و نوعی کناره گیری کلامی را تجربه می کنند. در چنین شرایطی زوجین، تنهایی را ترجیح می دهند و کناره گیری جنسی نشان می دهند. آنها از خانه فراری هستند و سر خود را به امور دیگری مثل کار مشغول می کنند.زوجین در گیر طلاق عاطفی، مبهم عمل می کنند و ناسازگارند،از مسئولیت شانه خالی می کنند،به دلیل ناامیدی از اصلاح رابطه  ، برای تعدیل آن کاری انجام نمی دهند،و نسبت به امورات هم پاسخگو نیستند.