شرح کامل مطلب

شرح کامل مطلب را مطالعه کنید

شرح کامل مطلب

گفتگوی عمو مهربان و خاله رویا با مجله تندرستی همشهری

1397/05/10

گفتگوی عمو مهربان و خاله رویا با مجله تندرستی همشهری

متن مصاحبه با سید مجتبی ظریفیان وآزیتا رضایی برنامه ساز کودک

گفت وگوی سیدمجتبی ظریفبان (عمو مهربان) 
از حال وهوای این روزهایتان بگویید؟
در حال حاضر برنامه با ما بیا ،را داریم که  یک تاک شو کودکانه با قسمت های نمایشی است که روزهای پنجشنبه وجمعه وهمین طور اعیاد برای کودکان از شبکه 2سیما پخش خواهد شد.در کنار این فعالیت ها مدت دوسال است که خانه کودک وفرهنگ را به اتفاق خاله رویا (آزیتا رضایی)ایجاد کرده ایم که در خانه کودک که به مدیریت خاله رویاست پذیرای کودکان از 6ماه تا 7 سال هستیم ودر خانه فرهنگ  بنده  و کادر آموزشی مان درخدمت کودکان 7سال تا بزرگسالان حتی  پدربزرگ ها ومادر بزرگ ها هستیم.
پس از سالها اجرا برای کودکان این کار را هنوز از سر شوق انجام می دهید یا برایتان یک عادت شده است؟
هیچ وقت برایم عادی نشده است چون آن ها هستند که به ما انرژی می دهند وما هر روز با بچه های جدید تر با افکار وخلاقیت های متفاوت آشنا می شویم که همین موضوع جذابیت زیادی برای ما دارد.ومهمترین نکته این است که ما مجبور هستیم خودمان را به روز نگه داریم که بتوانیم با بچه ها ارتباط بر قرار کنیم.باور کنید بچه ای که دیر تر به دنیا می آید از بچه ای که فقط چند سال با او فاصله دارد از هوش بیشتری برخوردار است.حتی به جرات می توانم بگویم که بچه های دهه 90با دهه 80هم فرق های قابل وضوحی دارند.
پس بچه ها به نوعی  برایتان الهام بخش هم هستند؟
بله همین طور است "هر کودک یک ایده منحصر بفرد در هستی است"یعنی هرکودک ،آنی داردکه مختص اوست .در برنامه مسابقه آشپزی (یک لقمه خنده) قبل از شروع ضبط  آن قدر با بچه ها هم صحبت و هم بازی می شدیم تا متوجه توانایی شخصیتی و رفتاری خاص آن کودک شویم حالا نقش مورد نظر پیدا می شد ،از کودکان می خواستیم نقش خودشان را بازی کنند در نتیجه آن قدر طبیعی و راحت بازی می کردند که همکارانمان از ما می پرسیدن چگونه به این همه بازیگر دسترسی پیدا کردین؟  در واقع ما از بچه ها ایده می گیریم وبه آن ها باز می گردانیم. فقط کافی است هم قد آن ها شویم وبا هم به یک نقطه اشتراک برسیم.
تا به حال از آن ها خسته شده اید یا حتی کم حوصله؟
نه اصلا،چون آن ها سرشار از انرژی هستند ومهمتر از همه این است که با تو صادقانه برخورد می کنند وبرای همین هیچ وقت از آن ها خسته نمی شوم واتفاقا اگر هر روز بتوانید فرزندتان را بیشتر کشف کنید بهتر می توانید به او نزدیک شوید.بهرحال من سال ها ست که در کنار کودکان هستم وکار با آن ها را دوست دارم.
آیا در برنامه یتان از روانشناس کودک هم استفاده می کنید؟
حتما این کار را انجام می دهیم چون بدون آگاهی ومشورت گرفتن نمی شود برنامه کودک ساخت.ما باید دغدغه های بچه های امروز را بدانیم تا بتوانیم برای آن ها برنامه بسازیم.بهرحال ما جلسات رسمی زیادی با روانشناسان کودک در طول کارمان داریم. به عنوان مثال آخرین برنامه ای که در هفته گذشته اجرا کردیم .خرس درون نام داشت که در آن به بچه ها یاد می دادیم که با احساساتشان آشنا شوند  در اصل ما حس های  درونی هرانسان رابا خرس های عروسکی بامزه درون مان به بچه ها نشان می دادیم تا بتوانیم یک موضوع مهم روانشناختی را کودکانه با بچها در میان بگذاریم.
آیا خودتان در این مورد مطالعه دارید یا نه؟
من اصولا آدم شنیداری ای هستم وبیشتر مطالعات را همسرم انجام می دهند ومن از ایشان رسما تقلب می گیرم و باهم بحث و گفتگو می کنیم اما در کل در فضای مجازی زیاد مسایل مربوط به کودک را دنبال می کنم.
آیا برنامه های مشابه خارجی را هم نگاه می کنید؟
بله وباید بگویم آن ها خیلی خوب برنامه سازی می کنند وآن هم به این دلیل است که امکانات ویژه ای نسبت به ما دارند وبودجه بیشتری هم در اختیار دارند متاسفانه بودجه برنامه های کودک خیلی کم است در حالی که فرهنگ سازی باید از همان کودکی آغاز شود.
به نظر شما بزرگترین ضعف ما در برنامه های کودک چیست؟
برای ساخت یک برنامه خوب کودک در ابتدا باید بودجه و زمان خوب برای تحقیق ، پژوهش ،پیش تولید و تولید در اختیار داشت. به عنوان مثال دررئال انیمیشن جیب جیب که به تهیه کنندگی خانم آزیتا رضایی و کارگردانی بنده بود با تغییر مدیرت و کمبود بودجه مواجه شدیم که همین امر باعث شد برخلاف حمایت همه جانبه مدیران شبکه از این اثر،یک پروسه چهارساله را پشت سر بگذاریم حالا بعد از گذشت این سال ها کاری باید بسازیم با بودجه 4 ساله پیش و تورم امروز.درنتیجه درگیری با حواشی ساخت برنامه ما را از متن برنامه سازی دور می کند.
اسم عمو مهربان چگونه ایجاد شد؟
از آنجایی که خانم رضایی کارگردان تئاترهایی بودند که من بازی می کردم ،در نتیجه در برنامه تلویزیونی هم با شناخت بیشتری برای نقش های من می نوشتند.زمانی که قرار شد به عنوان مجری ایفای نقش کنم می دونستم خاله رویا در فیلمنامه ای اسم خودشان را مهربان گذاشته بودند،با کسب اجازه از ایشون نام مهربان از خاله رویا به عمو مهربان منتقل شد.
کنجکاوی بیش از حد بچه ها سخت نیست؟
به نظر من خیلی هم جذابه چون با سوال هایی که می پرسند دید جدید و متفاوتی به دنیا پیدا می کنیم و کلی هم از آن ها یاد می گیریم البته این مسئله مسئولیت ما را بیشتر می کند چون اگر نتوانی مطلب جدیدی برایشان داشته باشی دوستی مان با بچه ها دوام نخواهد داشت.
برنامه شما بیشتر جنبه آموزشی دارد یا سرگرمی؟
این دو باید در کنار هم باشد تا جواب بگیریم ،بچه ها هرگز نباید احساس کنند که دارند آموزش می بینند چون خیلی از ما جلوتر هستند باید آموزش هایمان در قالب بازی باشند تا آن ها را بپذیرند وهمه این ها به موسیقی،متنها،نمایش و....برمی گردد که درست در کنار هم قرار گرفته باشند.به جرات می توانم بگویم که دوره نصیحت کردن گذشته است وآموزش غیر مستقیم جواب می دهد وبس.آن هم به شکل طنز که در ذهن کودک بماند.
 
چگونه می توانیم یک کودک شاد داشته باشیم؟
از خود ما شروع می شود ،اگر ما پدر و مادر شادی باشیم می توانیم توقع داشته باشیم که فرزندان شادی داشته باشیم.ما باید بگذاریم بچه ها زندگی کنند ونباید برایشان خط ونشان بکشیم یا دائم آن ها را کنترل کنیم بازی کنند وحتی زمین بخوردند باید به آن ها اجازه رشد بدهیم ومحدودشان نکنیم.بگذاریم بچه ها بچه گی کنند.
 
سر ضبط با شیطنت بچه ها چه می کنید؟از دستشان عصبانی می شوید؟
نه اصلا،برعکس از شیطنت آن ها برای بهتر شدن برنامه استفاده می کنیم چون بچه ای که شیطنت می کند خود واقعی اش است ما شیطنت بچه های را وارد بازی می کنیم وبعد کودک خودش کم کم آرام می شود.ضمن این که ما معمولا از افرادی برای پشت صحنه ی برنامه استفاده می کنیم که  با حوصله هستند و بچه هارو دوست دارند. چون اسم عمو مهربان را دارم نباید عصبانیت من دیده شود چون ذهنیت کودک در مورد من این نیست من همیشه لبخند می زنم وسعی می کنم کودک با خاطره خوب از ما وبرنامه جدا شود.
کودک درون خودتان چند ساله است؟
نمی دانم اما این را می دانم که خیلی فعال است وهمین موضوع کمک می کند که با بچه ها خیلی بیگانه نباشم ولی این را هم باید اعتراف کنم که این شیطنت هایم گاهی اوقات خاله رویا را ناراحت می کند.بخصوص در زندگی واقعی.
آیا بازی های کودکی تان را به خاطر دارید؟
بله اتفاقا من در خانواده ای بزرگ شدم که همگی طرفداربازی هستن و هنوز که هنوزه به شدت بازی های گروهی می کنیم چه بازی های سنتی چه بازی های جدید مثل مار وپله،اسم وفامیل وبازی های کامپیوتری ... زندگی عین بازیه پس هرچه بیشتر بازی کنیم برای آینده بیشتر آماده می شیم مثلا خاله بازی که دختران انجام می دهند تمرینی است برای زندگی آینده.
عمو مهربان با سید مجتبی ظریفیان چقدر در تضاد است؟
در تضاد نمی تونه باشه .شما در بازیگری می تونی نقش کارکترهای مختلفی رو بازی کنی اما وقتی مجری هستی یعنی خودت مقابل بچه هایی ،دوست ندارم شخصیت دوگانه ای در نگاه کودکان داشته باشم.
تا کی می خواهید برای کودکان کار کنید؟
تا زمانی که حرفی برای گفتن داشته باشم.
به شغل دیگری تا به حال فکر کرده اید؟
وقتی کودک بودم ازم سوال می شد می خوای چی کاره بشی می گفتم جراح قلب ،اما در حال حاضر نمی توانم دیگر از دنیای کودکان وکار با آن ها فاصله بگیرم.برای همین هم با خاله رویا خانه کودک و فرهنگ رویای مهربان رو تاسیس کردیم
با مشكلات زندگی چطور كنار می‌آیید؟
الان مشكلات اقتصادی بیشتر شده و این مختص یك قشر خاص نیست برای همه مان است، شاید بهتر باشد صبوری كنیم و خلاق ترعمل كنیم تا راحت تر بگذرد.
رابطه‌تان با كارهای خانه چطور است؟
فاجعه است. البته گاهی خانه را جارو می‌كنم.
 
 
گفت وگو با آزیتا رضایی (خاله رویا)،کارگردان ونویسنده
در ابتدا بگویید چگونه با مجتبی ظریفیان آشنا شدید؟
سال ۸۱ قرار بود تئاتر «شهر خوب بچه‌ها» را نویسندگی و كارگردانی كنم و از مجتبی ظریفیان دعوت كردم در آن كار بازی كند. مجتبی ظریفیان هم قبول كرد. بعد كم‌ كم دستیار كارگردان و شاعر كار شد و چند تئاتر با هم كار كردیم. سال ۸۷ نامزد شدیم و سال ۸۸ هم ازدواج كردیم.
اسم خاله رویا از کجا آمد؟
در سال84قرار بود در برنامه رنگین کمان مجری باشم اسم خاله خورشید یا خاله مهربان پیشنهاد من بود ولی در نهایت خاله رویا انتخاب شد من هم این نام را دوست داشتم چون هم تلفظش برای بچه ها راحتر بود وهم کوتاه بود.وبعد از این برنامه این نام روی من باقی ماند تا وقتی که به شبکه 2آمدم ودر سال 89 هم که به اتفاق مجتبی ظریفیان رستوران کودکان را کار کردیم که از همان جا گروه عمو مهربان وخاله رویا شکل گرفت.
چقدر از کار با کودک لذت می برید؟
لذت زیادی می برم آن قدر که جزئی از وجودم شده است. کودکان به تنهایی چراغ روشن هستی هستند و برای همین انرژی زیادی از آن ها می گیرم. آن ها با من یک دل هستند و احساسات زیبایی دارند و همین احساسات است که آدم را زنده نگه می دارد. آن ها خودشان هستند به شرط آن که در مقابلشان خودت باشی و نقش بازی نکنی. ما سعی کرده ایم در برنامه هایمان بچه ها تنها یک ابزار نباشند که مثلا فقط دست بزنند و هورا بکشند بلکه همه ی تلاشمان این بوده است که از توانمندی آن ها در برنامه هایمان استفاده کنیم.
بچه های امروز را چقدر می شناسید؟
در طی این یک سالی که خانه ی کودک و فرهنگ رویای مهربان را تاسیس کرده ایم به آن ها خیلی نزدیک تر شده ام و دارم با بچه ها زندگی می کنم. از طرفی این را هم باید بگویم که کودکان امروز اطلاعات زیادی در اختیار دارند که ممکن است خطرناک باشد. کودک نباید هر تصویری را ببیند و هر حرفی را بشنود. ما باید به آن ها کمک کنیم که آگاهی و دانایی و استقلال شان را افزایش دهیم آن هم به شکل غیر مستقیم. به این دلیل که کودکان باید حس کنند دارند مهارت زندگی را می آموزند. هرگز نباید کودک را قالب بزنیم و یا شکل شان بدهیم. باید اجازه دهیم بچه هایمان همان بذری که هستند رشد کنند. این گونه ثمره ی بهتری در آینده خواهد داشت.
آیا در برنامه تان اتاق فکر هم دارید؟
بله. ما در اتاق فکر از روانشناسان کودک در زمینه ی مهارت های زندگی کمک می گیریم. مثلا این که کودکان بتوانند مسائل را تحلیل کنند و قدرت "نه" گفتن را بیاموزند. و مهم تر از همه این که به اهمیت وجود خود پی ببرند و با خودشان مهربان باشند.
فکر می کنید بچه ها چقدر در این سال ها توانسته اند با خاله رویا ارتباط برقرار کنند؟
مطمئن باشید اگر با بچه ها صادق باشیم آن ها هم این صداقت را دریافت می کنند. من از بچه ها خاطرات زیادی دارم. یک بار به یکی از شهرستان ها رفته بودم. مادری به همراه دو فرزندش نزد من آمد و من فکر کردم می خواهد با من عکس بگیرد. بعد یک دفعه فرزند دیگرش از زیر چادر بیرون آمد و به من نگاه کرد. من نگاه آن کودک را هیچ وقت فراموش نمی کنم. و یا یک بار روانشناسی پیش من آمد و با من درمورد یکی از برنامه هایم صحبت کرد. در هر حال این توجهات، به من هم احساس مسئولیت بیشتری می دهد و هم خوشحالم می کند.
بچه ها چقدر در کارتان به شما کمک می کنند؟
خیلی زیاد آن ها هر لحظه به من یک راهکار تازه می دهند من متاسفم که به نسل ما اجازه ندادند که خودمان باشیم وهمیشه به خاطر کلمه تربیت انگشت اشاره یشان به سمت ما بالا بود ونتوانستیم احساساتمان را بروز دهیم.
برای داشتن یک کودک شاد چه باید کرد؟
باید بگذاریم آن ها خودشان باشند وحتی نباید آن ها را طوری تربیت کنیم که یک شغل خاص را سالها انجام دهند بلکه باید کار آفرینی را به آن ها آموزش دهیم ما باید کمک کنیم که بتوانیم انسان های موفق تری به جامعه فردا تحویل دهیم انسان هایی شاد با فکرهای بزرگ.ضمن این که داشتن یک والدین شاد بسیار در این زمینه مهم است ومثلا اگر کودک به سن3سالگی رسید اجازه استقلال را به او بدهیم بیش از حد به او نچسبیم بگذاریم بازی کند وباختن را بیاموزد وهمین طور زمین خوردن را.ما باید کودکمان را با اعتماد به نفس واستقلال پرورش دهیم.نباید هرگز بچه ها را در شنیدن مسائل غم انگیز شریک کنیم.
به بازی درمانی چقدر اعتقاد دارید؟
بسیار خوب است وکمک می کند اگر کودکی اختلالی در زمینه روان دارد حل شود تا در آینده دچار مشکل نشود وباید بگویم که روان شناسان ورفتار درمانگران زیادی دارند در این زمینه کار می کنند که جای خوشحالی دارد کودک  وقتی بازی می کند شاد است وبه معنای واقعی زندگی می کند.
بسیاری از کودکان امروزه در آپارتمان ها اسیر شده اند در صورتی که نسل ما در خانه های بزرگتر رشد کردند.برای این کودکان چه بایذ کرد؟
بایذ آن ها را به طبیعت ببریم اصلا سرشت آدمی با طبیعت گره خورده است بچه ها را در آپارتمان ها گذاشته ایم ومی گوییم حالا رشد کنید خب این کار نمی شود کودک چگونه در یک فضای کوچک می تواند شاد باشد کودک باید بدود،گل بکارد،از خودش ودیگران مراقبت کند و...
از بچه ها چه چیزی یاد گرفتید؟
این که در لحظه زندگی کنم راحت ببخشم راحت آشتی کنم وشاد باشم.ومهمتر از همه این که خودم باشم.